آبگوشت
26 تیر · · زنگ زده بودم ال که هماهنگ کنم برم وسایلو از خونشون بیارم، دعوتمون کرد برای ناهار جمعه به صرف آبگوشت، تعارف کردم گفت اینقدر روحرف بزرگترت حرف نزن!
دیشب دوباره زنگ زد که نری نیاییییی، گفتم عصری میایم ناهار نه، دعوام کرد :( هیچی دیگه قول داده آبشو زیاد کنن ماهم بریم:دی
منم یک عدد کیک دیشب پختم با خودم ببرم!
اون پسته بود پاک کردم؟ درباره ساعت بیولوژیک؟ خدا بخیر کنه دلم بچه میخواد! دیشب یه دختر کوچولو تو خیابون دیدم کلا یک وجب بود، به قدری محوش بودم جان از جلوم رد شده نفهمیدم، مهربان عکس دخترش رو گذاشته پروفایل رفتم ابراز احساسات کردم :/
تازه همشم میندازم گردن جان که چون تو نمیخوای وگرنه من میخوام، در حالیکه مغزم کلا پاسخ مثبتی نمیده و میگه زن اگه میخوای هم طبق برنامه ای که چیدیم! الان بچهدار شی اذیت میشی، هم خودت هم جان هم از همه مهم تر دریا! ولی غریزه داره حرف میزنه!
من کلا آدم غریزی نیستم و عقلیم ولی حسش خیلی حس جالبیه بچه ها :دی
+رفتیم خونه ال و اینقدر لنا تو دل برو شدههههه که همچنان غریزهم : 😎😎😎😎