خواهرزاده
3 مرداد 19:15 · · خواندن 1 دقیقه زنگ زدم به مامانم ازشون بپرسم مثلا برای کت چقدر پارچه لازمه؟ میگن کنار خونه کاف یه خیاطی اومده کاراش خوبه اتفاقا :))))) یعنی اینکه من حوصله ندارم بدوزم:دی
بلوبری: خاله من کلاس دارم نمیتونم بیام پیشت، تو بیا، کلاس کشتی دارم. (حالا کلاسش ازین بالا پایین پریدن جدیداست ::::) )
فاخر: یه فن کشتی بگو ببینم؟
بلوبری: فن سه رقمی:دی
بلو بری: من سال دیگه میرم پیش دبستانی، آنلااااینه ها خاله
مامانش: باید بری سر کلاس با بچهها دوست شی، بازی کنی!
بلوبری: من آنلاین دوست دارم، با لب تاپ!!!
مامانش: بعضیا دلشون نامیدا* میکنه منو دیوونه کردن.
بلوبری با صدای مظلوم: مامان من که دیوونهت نکردم:)
فاخر و مامانش: قربان صدقه فراوان =)
*اصطلاحی برای دلتنگی بیش از حد
دل بلوبری برای باباش که سفره تنگ شده :)