نقاش لبخند

مختصر و‌ مبهم

جمعه

فاخر فاخر 9 مرداد 16:22 · فاخر ·

صبح بیدار شدم   ناهار رو‌ گذاشتم، فایل‌هامو باز کردم و کلی ایراد ازش در آوردم، برای میلیون بار بهم‌ثابت شد خودم همه چیز رو‌ چک نهایی کنم.

ناهار مرغ زعفرونی بود و ته دیگش رو ته دیگ  آردی خانم پادشاه گذاشتم، خیلی خوشمزه شد، جهت اطلاع بوی خونه متاهلی دقیق عرض می‌کنم:دی

 

دیشب رفتم تو پارک به ماه زل زدم و هی فکر کردم، بعد جان بهم ملحق شد و اومدیم خونه، شروع کردم به نوشتن توی دفتر اضطراب‌هام!

 

مامان‌ها واقعا توانایی دارن روحیه آدم رو خرد و خاکشیر کنن! مامان من هم خداوندگار کمال طلبی و ایراد گیری هستن! یکی از سؤال های اساسی زندگی من از مامانم اینه که بالاخره چی راضیتون می‌کنه؟ 

خواهرم رو یکجور، من رو یکجور، داداشم رویکجور مورد عنایت قرار می‌دن! بر هیچکس در چندکیلومتری خانواده ما پوشانده نیست که مامانم چقدر خانم، با وقار، مدیر و دلسوزه اما واقعا کمال طلبیش مارو به چوخ داده! 

بهش می‌گم مادر من، سه تا بچه سالم داری، نوه داری، ازدواجمون موفقه، کار می‌کنیم، ول نیستیم، اخلاق داریم، تو اجتماعیم، بسه به خدا! می‌گن این همه عمرمو پاتون گذاشتم برین انگل اجتماعم بشین:دی

 

یکی از دختران فامیل با یک آقای همکلاسیش ازدواج کرد، همون سال عروسی پر از پیچیدگی ما!

 آقا تک فرزند و عروسی ال و کادو جیمبل و هزار تا قر و قیافه، من یادمهههه مامان من اون سال بهم گفت فلفل خیلی زرنگه و این حرفش منظور داشت! امروز گفتن آقای همه چی تموم به فلفل خیانت کرده فلفل هم از خونه پرتش کرده بیرون و جدا شدن! 

خب؟آیا وقت مقایسه مثبت نرسیده؟ نه :)

آیا وقت آن نیست که بگی دامادهایی دارم شاه نداره؟ نه:)

فقط مقایسه اونوری!

آیا وقت آن نیست که بگی آفرین که انتخابت برپایه چیز نبوده؟ اصلا من هیچی، به خودت یه آفرین بگو که بچه‌هاتو ندید بدید بار نیاوردی بخاطر یه قرون دو هزار چشم ببندن و بدون سمت معیارهای خرکی و خرواری جامعه!

 

 

هیچی گوشی رو قطع کردم و‌ گریه کردم!

 

داداشم داره میاد خونمون، خیلی دلم براش تنگ شده عبضی سیبیلوی من =)))))

 

عنوان ندارد

فاخر فاخر 8 مرداد 21:00 · فاخر ·

همچنان با خودم در جنگم، به قدری دلم شور می‌زنه که نمی‌دونم چکار کنم، ضربان دارم...

 

امروز حرفای بدی به جان زدم، حرفایی که در واقع داشتم به خودم می‌زدم... 

 

احساس می‌کنم خودمو دارم طرد می‌کنم، خودم خودمو ترک می‌کنم... خودم از خودم خسته شده...

 

از شلوغی ذهنم متنفرم، ازین زندگی که هر کار می‌کنم اونی نمیشه که میخوام خسته‌م...

 

 

بی همه چیز

فاخر فاخر 7 مرداد 20:47 · فاخر ·

از بعد جنگ یه حال بدی دارم، حال روحی و روانیم تاثیر گذاشته روی حافظه‌م! حافظه درخشان‌م که باهاش شناخته میشم! 

این حافظه نداری کلافه‌م کرده، دقتم اومده پایین همه کارهامو سر کار دابل که نه هزار چک می‌کنم!

عملکردم کم شده، سرعتم کم شده، بی حالم...

خسته‌م

و بیشتر از همیشه از دین و خدا و پیغمبر و ... متنفرم 

من حتی از مرگ اون ... مثل خیلیا عمیقا خوشحال نشدم سر سرم!

مدتی بود برای راحتی خودم، خودمو گول زده بودم و جمله های نخ نما به خودم می‌گفتم!

ولی من دیگه طاقتم تموم شده، از همه نشانه‌های دین و مذهب و خ.دا فراری‌م...

آتیش بگیره اون آیین وحشی گریتون...

شما و دینتون همون داعشین، خود خودشین.

حالا هی این آلت قتاله رو گل و بلبل بزنین، برای من یکی همونه که هست، برای من یکی که تا تهش رو‌ رفتم...

امروز فهمیدم یکی از آدمهایی که هر روز میشینم باهاش ناهار میخورم، هر روز باهاش شوخی می‌کنم، دستش می‌ندازم و ...  توی زمستون ایست وایمیستاده... 

امروز رفتیم ناهار رو به روش ننشستم، نمیتونستم نگاهش کنم، تو فامیل طرفدار ن.ظام و ... داریم همه هم داریم حتی تو خانواده اما ایست ...

احساس می‌کنم مورد خیانت واقع شدم، احساس می‌کنم هر چقدر می‌خوام بگم عقاید مذهبی آدما از سیاست جداست نمیشه، احساس می‌کنم سیاست اینا همون دیانتشونه، احساس می‌کنم خسته‌م از متقاعد کردن خودم...

دلم می‌خواست راحت تر مینوشتم اما نمی‌تونم!

 

ماه قرمز

فاخر فاخر 6 مرداد 19:50 · فاخر ·

یک روز بالاخره تمام میشین، همه تاریخ های رند و غیر رندمون رو خون آلود کردین، مرگ کمه باید همه لحظاتتون زجر بشه...

 

 

 

 

چرا؟

فاخر فاخر 5 مرداد 00:49 · فاخر ·

مازوخیست کیست؟

من!

چرا؟

چند ساله لینکدینم رو از دست دادم  به دلیل عدم دسترسی به اون جیمیلی که باهاش اکانت ساختم، حالا سر کنجکاوی اخبار صنعت دوباره یه اکانت امشب ساختم و‌ وارد شدم، همون اول کاری گردو رو‌ برام آورد!  

واقعا گردو تو لینکدینم دست برنمی‌داره از گنده گویی! آخه تو چخ مثذرببیسسیس!؟

آخهههههه....

بعد شب. می‌گه کنارشون نذار بابااا بذار من نفس بکشم بذار کنار که هیچ بذارمشون دم درررر آخه!

یه عکس پروفایلی هم گذاشته:)))

تو رو‌ خدا بچه هاتون رو‌سر کوب نکنین، تو روخدا بهشون توجه کنین، تو رو خدااا لوس بارشون نیارین، ما مردم عادی بخت برگشته چه گناهی کردیم که این نوگل‌های رهاشده شما در جامعه رو باید تحمل کنیم؟ 

 

اسکار

فاخر فاخر 4 مرداد 22:24 · فاخر ·

می‌خواستم فیلمشو بذارم نفس کشیدنشو ببینین اما اینقدر قربون صدقه‌ش رفتم روم نشد:دی

بعد از کلی قربون صدقه فرستادمش رفت :)

هماسر!

فاخر فاخر 4 مرداد 17:58 · فاخر ·

جوجه: خانم فاخر می‌تونم یه سؤال بپرسم؟

فاخر: بله بپرس

جوجه: ببخشیدا، عکس پروفایلتون با همسرتونین؟

فاخر: بلهههه

جوجه: چقدررررر شبیهین من فکر کردم داداشتونه ولی ژستتون شبیه عکس با همسره

 

خنده حضار

فاخر: شاید باورت نشه ولی فامیلم نیستیم:دی

 

یه پست تو وبلاگ  قدیمیم دارم، تهش نوشتم خدایا خواهر برادر نباشیم ؛)

 

خواهرزاده

فاخر فاخر 3 مرداد · فاخر ·

زنگ زدم به مامانم ازشون بپرسم مثلا برای کت چقدر پارچه لازمه؟ می‌گن کنار خونه کاف یه خیاطی اومده کاراش خوبه اتفاقا :))))) یعنی اینکه من حوصله ندارم بدوزم:دی

 

بلوبری: خاله من کلاس دارم نمی‌تونم بیام پیشت، تو بیا، کلاس کشتی دارم. (حالا کلاسش ازین بالا پایین پریدن جدیداست ::::) )

فاخر:  یه فن کشتی بگو ببینم؟

بلوبری: فن سه رقمی:دی

بلو بری: من سال دیگه می‌رم پیش دبستانی، آنلااااینه ها خاله 

مامانش: باید بری سر کلاس با بچه‌ها دوست شی، بازی کنی!

بلوبری: من آنلاین دوست دارم، با لب تاپ!!!

مامانش: بعضیا دلشون نامیدا* می‌کنه منو دیوونه کردن.

بلوبری با صدای مظلوم: مامان من که دیوونه‌ت نکردم:)

فاخر و مامانش: قربان صدقه فراوان =)

 

*اصطلاحی برای دلتنگی بیش از حد

دل بلوبری برای باباش که سفره تنگ شده :)

خوددرمانی

فاخر فاخر 2 مرداد · فاخر ·

 

دیشب توی کیفم دنبال کارت عابر جان می‌گشتم دفترچه‌مو باز کردم دیدم توش دقیقا پارسال همین موقع اینو نوشتم، همون موقع‌هایی که تصمیم گرفته بودم برم تراپی!

اولین تراپیستی که رفتم دمپایی پوشیده بود ادامه ندادم باهاش، شاید بگین صندل مده، من دیسیپلینی در دمپایی پوشیدن نمیبینم! تازه طلایی هم بود!

بعدی هم که شماره شخصیش رو‌بهم داد و تموم زندگیشو برام گفت، هر چقدر هم گفتم من برای تراپی شخصی اومدم گوش نمیداد و گفت باید همسرتم باشه :/

تو دی ماه هم چند بار تماس گرفت از گوشی شخصیش که دیگه کلا جواب ندادم! خانم هم بودا 😵‍💫

 

روانپزشک هم برام دارو نوشت و نتونستم تحمل کنم قطع کردم:/

 

هیچی دیگه همون جان تراپی‌ها کافی بود و الانم فاخردرمانی می‌کنم!!!!

 

خاطرخواه!

فاخر فاخر 1 مرداد · فاخر ·

وسط ظهر تابستون، توی حموم رو چهار پایه نشسته باشی، پلی لیست متنوعت از پاشایی بره شادمهر از شادمهر بره سیاوش از سیاوش بره کامران هومن و .... ، جانت موهاتو رنگ کنه و تو ته دلت از چشیدن زندگی ذوق مرگ باشی حتی اگه این روزا زندگی و لذت جن باشن و تو بسم‌الله! 

آهنگه داره می‌خونه خانمی خاطرخواه داره، می‌گه دخترا براشون مهم تره که خاطرخواه داشته باشن، می‌گم نمی‌دونم خاطرخواه من که داره موهامو رنگ می‌کنه:دی

بحث اجتماعی می‌شه، می‌گم تعدد خاطرخواه ولی برای دخترا مهمه، من  دارای خاطرخواه متعدد نبودم و به نظرم درست هم نمیاد، یه جای کار می‌لنگه همه آدمو دوست بدارن و سلیقه همه باشی! حس می‌کنم آدم‌هایی که خاطرخواه زیاد دارن یعنی ترندن، یعنی کسی تو عمقشون نرفته، از دور چشم‌گیرن!

 

 

آسیاب

فاخر فاخر 31 تیر · فاخر ·

فردا می‌ریم خونه مهربان، می‌خواستم موهامو رنگ کنم اصلا حسش نیست...

فرانک امروز می‌گفت فاطمه موهات قشنگ سفید شده، می‌گم پیرم کردن این تینیجرای چهل ساله :))

مادر محترم!

فاخر فاخر 30 تیر · فاخر ·

همه اسم مادرتونو برای دعانویس نمی‌خوان بعضی‌ها برای دعای خیر در حقشون اسمشونو می‌خوان ؛)

 

 

 

 

احتمالا با آسمان رابطه‌م رو خیلی محدود کنم!

 

 

 

 

اینقدر سرم شلوغه که نفهمیدم کی باز آخر هفته شد؟

 

 

دوست دختر جوجه اومده بود مصاحبه، تابلو های کوچولو، دستبند ستتون لو نمی‌داد برق نگاه رو چه کنیم؟

 

 

 

 

 

عجالتا

فاخر فاخر 26 تیر · فاخر ·

زیر پرچم ظلم رفتن اسمش اتحاد نیست، بین ج.ا و ایران مرز واضح و‌مشخصی هست که قابل چشم پوشی نیست، اگه عشق ن.ظ.ام دارین خواهش می‌کنم با من حرف نزنین چون تا یه جایی ساکتم، بعد اون چیزی که هستین رو با رسم شکل نشونتون می‌دم!