بچه ها پسر جدیدم خیلی مودبه، اسمش رو‌می‌ذارم جوجه چون سنش کمه =)

امروز بهم قهوه تعارف کرد، گفتم ممنونم من قهوه نمی‌خورم، بعد این میم میم می‌گه خانم فاخر فقطططط چایییی بعد با دستش اشارات تریاکی می‌کنه! اینقدر از این شوخیا می‌کنن درباره من آخرش آبروم می‌ره یه جایی!  حالا یکم اطلاعات دارم خب که چی؟

 

 

 

 

 

امروز رزا پرده از رازهای دیگری در شرکت برداشت و من باز برگ‌هام ریخته بود! گفتم حالا من تو دورهمیا و اینور اونور با دوستام بحث روابط چیز در محل کار میشد می‌گفتم شرکت ما خیلیییی خوبه همه با هم دوستن، عین خواهر برادرن، نگو فقط خودم تو دنیای خودم رو‌می‌دیدم! رزا می‌گه منم از وقتی اومدم تیم شما نگاهم این شده اطلاعاتم کم شده اصلا :دی