آسیاب
31 تیر · · فردا میریم خونه مهربان، میخواستم موهامو رنگ کنم اصلا حسش نیست...
فرانک امروز میگفت فاطمه موهات قشنگ سفید شده، میگم پیرم کردن این تینیجرای چهل ساله :))
31 تیر · · فردا میریم خونه مهربان، میخواستم موهامو رنگ کنم اصلا حسش نیست...
فرانک امروز میگفت فاطمه موهات قشنگ سفید شده، میگم پیرم کردن این تینیجرای چهل ساله :))
31 تیر · · .
رمز از طریق گفتمان تعلق میگیرد.
30 تیر · · همه اسم مادرتونو برای دعانویس نمیخوان بعضیها برای دعای خیر در حقشون اسمشونو میخوان ؛)
احتمالا با آسمان رابطهم رو خیلی محدود کنم!
اینقدر سرم شلوغه که نفهمیدم کی باز آخر هفته شد؟
دوست دختر جوجه اومده بود مصاحبه، تابلو های کوچولو، دستبند ستتون لو نمیداد برق نگاه رو چه کنیم؟
26 تیر · · زیر پرچم ظلم رفتن اسمش اتحاد نیست، بین ج.ا و ایران مرز واضح ومشخصی هست که قابل چشم پوشی نیست، اگه عشق ن.ظ.ام دارین خواهش میکنم با من حرف نزنین چون تا یه جایی ساکتم، بعد اون چیزی که هستین رو با رسم شکل نشونتون میدم!
26 تیر · · زنگ زده بودم ال که هماهنگ کنم برم وسایلو از خونشون بیارم، دعوتمون کرد برای ناهار جمعه به صرف آبگوشت، تعارف کردم گفت اینقدر روحرف بزرگترت حرف نزن!
دیشب دوباره زنگ زد که نری نیاییییی، گفتم عصری میایم ناهار نه، دعوام کرد :( هیچی دیگه قول داده آبشو زیاد کنن ماهم بریم:دی
منم یک عدد کیک دیشب پختم با خودم ببرم!
اون پسته بود پاک کردم؟ درباره ساعت بیولوژیک؟ خدا بخیر کنه دلم بچه میخواد! دیشب یه دختر کوچولو تو خیابون دیدم کلا یک وجب بود، به قدری محوش بودم جان از جلوم رد شده نفهمیدم، مهربان عکس دخترش رو گذاشته پروفایل رفتم ابراز احساسات کردم :/
تازه همشم میندازم گردن جان که چون تو نمیخوای وگرنه من میخوام، در حالیکه مغزم کلا پاسخ مثبتی نمیده و میگه زن اگه میخوای هم طبق برنامه ای که چیدیم! الان بچهدار شی اذیت میشی، هم خودت هم جان هم از همه مهم تر دریا! ولی غریزه داره حرف میزنه!
من کلا آدم غریزی نیستم و عقلیم ولی حسش خیلی حس جالبیه بچه ها :دی
+رفتیم خونه ال و اینقدر لنا تو دل برو شدههههه که همچنان غریزهم : 😎😎😎😎
26 تیر · · دانشجوی کارشناسی که بودم مفهوم تنوع برام پررنگ شد، تنوع یکی از نقاط قوت مهم برای یک جامعه و خزانه ژنیه!
این مفهوم رو تعمیم میدم به همه قسمتهای زندگی، به همه ابعاد جامعه و نه تنها ژن، میرسم به اون جمله معروف که "جایی که همه مثل هم فکر میکنن، درواقع کسی فکر نمیکنه."
این روزا حس میکنم، هر چی یاد گرفتم، هر مفهومی که برام ارزش بوده حتی داره عوض میشه، تنوع فکری جامعه ما شده خوره وآفتمون، یه جوری همه دشمن هم شدن و پلی برای برگشت نمیذارن که آخرش معلوم نیست...
البته نمیدونم این تنوع فکریه یا حیرونی و آشفتگی ذهنی...
کاش فردا صبح که بیدار میشیم ایمقدر از هم متنفر نباشیم، اولیش خودم!
26 تیر · · مثل دی شدم، از زنده بودنم شرمندهم از زندگی کردنم، از اینکه میرم سر کار شرمندهم، از اینکه زندگی معمولیه شرمندهم، از اینکه مردم تعدیل شدن شرمندهم، از اینکه آدما موندن تو خرج زندگی شرمندهم، از اینکه مادرا بی بچه شدن شرمم میاد، از اینکه حال دوستم خارج ایران رو میپرسم ومیگه ج.ا کلی این مدت آدمهای کشورشونو کشته شرمنده میشم، همه چیز برام پایین انداختن سر شده...
امشب رفتیم بیرون یه بستنی بخوریم، حس شرم دارم که رفتم بیرون...
لعنت به اول و اخرتون، قوم الظالمین...
25 تیر · · من مدتیه اخبار هیچ جا رو دنبال نمیکنم، اما مگه میشه چشم رو روی زندگی آدما بست؟
25 تیر · · جان به پیشنهاد دوست من داره فوتبال میبینه، الانم داره از مسی و نبوغش و تفاوتش با رونالدو برام میگه منم هیچی نمیدونم ولی طرف رونالدو رومیگیرم که رونالدو رو تیمش حمایت نکرررررد، در صورتیکه هیچی نمیدونم و فقط یه عکس کارتونی دیدم دراین باره که اونم خودش چند روز پیش نشونم داده:دی
24 تیر · · جان میگه تازه میفهمم، مردا مست میکنن که به حال خانما برسن:دییی
24 تیر · · زنگ زده میگه خانم فاخر، این سندو نمیفرستی؟ میگم کمبود سیستمه، یه ربعه دنبال سیستم خالیم ایمیل کنم، میگه میفرمودین براتون لب تاپم خودمو میاوردم!
من توی ذهنم: اییلاتنمپدرییبجکثپابیژسصفعخحجمپدزژ
23 تیر · · به رزا میگم دارم روت تاثیرات منفی میذارم و میخندم، میگه دارم پسرفت میکنم! ارتباطاتم که هیچ شده، کلا از هیچی خبر ندارم، جدیدا هم که سوتی میدم جلو خود طرف حرف میزنم:)
به نظر من که پیشرفتهههه، مردم کلی تهذیب نفس میکنن، همچین صفات حسنه ای رو توی خودشون پرورش بدن! واقعا به نظر من خاله زنک نبودن صفت مثبتیه، خیلی مثبتتت!!!
😒
22 تیر · · بچه ها پسر جدیدم خیلی مودبه، اسمش رومیذارم جوجه چون سنش کمه =)
امروز بهم قهوه تعارف کرد، گفتم ممنونم من قهوه نمیخورم، بعد این میم میم میگه خانم فاخر فقطططط چایییی بعد با دستش اشارات تریاکی میکنه! اینقدر از این شوخیا میکنن درباره من آخرش آبروم میره یه جایی! حالا یکم اطلاعات دارم خب که چی؟
امروز رزا پرده از رازهای دیگری در شرکت برداشت و من باز برگهام ریخته بود! گفتم حالا من تو دورهمیا و اینور اونور با دوستام بحث روابط چیز در محل کار میشد میگفتم شرکت ما خیلیییی خوبه همه با هم دوستن، عین خواهر برادرن، نگو فقط خودم تو دنیای خودم رومیدیدم! رزا میگه منم از وقتی اومدم تیم شما نگاهم این شده اطلاعاتم کم شده اصلا :دی
21 تیر · · من خیلی آدم دیوونه و احساساتیم، مثلا امشب خودم قهر کردم، خودم به آشتی کردنهای جان پاسخ رد دادم!
ولی الان بغضیم و دلم براش تنگ شده!
کجاست؟ اتاق بغلی!
21 تیر · · فتنه امروز یه پیام به طویلی طولانی ترین پست من اینجا بل بیشتر، نوشته تو گروه کلللللل شرکت و از همه تیمها تشکر کرده!!!!!
یاااااا فاخر اعظم! چطور ممکنه؟ میم میم چقدر حرص خورد🤣
من حواسم نبود فتنه تو اتاقه گفتم، تو جیب ما رو نزن تشکر نمیخوایم! البته شاهدان گفتن هندز فری داشته نشنیده🙄
چقدر ترسناکی زن؟ منظور های موازیت رو ...! یعنی پروژه مال منه! یعنی من رئیسم! یعنی ماه بعد باز ران داریم، اخلاق سگمو یادتون بره باز بیاین حمالی! چشم عباس میرزا!!!!
وروجک میگه ذاتشه، میخواد خوب باشه نمیتونه! بعضیا فکر میکنن برای بدجنسی، این میشینه فکر میکنه برای اینکه چطور بدجنس نباشه! گفتم من نه فکر میکنم چجوری بدجنسی کنم نه خوش جنسی!
گفت تووووو خیلییییی بدجنسیییی! 🤣😁