نقاش لبخند

مختصر و‌ مبهم

وا عجبا!

فاخر فاخر 23 خرداد · فاخر ·

استوری تلگرام هم چیز عجیبیه ها!

یک عالمه آدم که نمی‌دونم کین، یک عالمه آدم که سالها بود ازشون بیخبرم استوریمو دیدن! یکی از دوستای دبیرستانمو چند سال پیش تو اینستا دیدم، با هم کلی حرف زدیم و خیلی هم بهم پرید که تو با اون چادر و جانم فدای فلونی چجوری اینجوری شدی؟ برام جالب بود که آدمی انتظار داشته من پونزده ساله  و بیست و‌ نه ساله یکجور فکر کنم، گذاشتم پای غم و اندوه آدم‌ها از ج.ا و منطقی جواب دادم!

خلاصه این دوست من شماره‌ش به دلیل مهاجرت عوض شده و من شماره اونوریشو نداشتم، الان پیام داده که دلم برات تنگ شد! خب  من که شماره‌م از اولین سیمکارت زندگیم عوض نشده، نمی‌کشمت که یه پیام بده، باید حتما رخ فاخرم رو ببینی؟ :دییی 

یکی از دوستای دبستانمم که عمدا مخاطبم نبود که تصاویر مستهجن و غربزده پروفایلمو نبینه هم استوریمو دیده و نوشته حامله ای؟ :)))

 

چند نفر هم بودن که هر چقدر روشون زوم می‌کنم نمی‌دونم کین، اسمشونم نوشتن منتها یادم نمیاد، علی آقای فلانی به همراه بانو،  شما کی هستی خداییش!؟ 

 

بعضا هم‌ گویا دو سه و ان شماره دارن که من نمی‌دونستم =)

 

چقدر تکنولوژیا پیشرفت کرده!

 

 

 

در حدی حرف زدیم، خندیدیم و راه رفتیم که فکم یه حالیه، شما فکر کن از ده و نیم صبح شروع کنی حرف زدن تا پنج و نیم‌ غروب، دیگه حالی به آدم می‌مونه؟ تازه من چون استرس دیر رسیدن دارم از هفت صبح بیدار بودم =)

گوگولی ترین دختر وبلاگ، خانم مامان کوچولو که خیلی بهش "مادری" میاد، دختر نازش و من! 

 

 خوبی رفیق وبلاگی در اینه که انگار هزار ساله همو میشناسین هر چند همو ندیده باشین.

برای آدمی از جنس من دیدن آدمی از جنس خودم،خیلی لذیده، فکر کن نشستی پشت میز کافه و منتظری آدمی که تا حالا ندیدی رو‌ببینی، یه خانم با لباس صورتی و موهایی که بافته( تو می‌دونی مدل های مختلف بافت رو بلده) از در وارد می‌شه و تو  گل از گلت میشکفه که این تصویر اون نوشته‌هاست، انگار شخصیت کتابی که می‌خونی از دل قصه اومده بیرون و نشسته پشت میز داره باهات صبحونه می‌خوره :)))))))

+شهاب این عکس رو برای تو گرفتیم:دی

دیدار دوست دیدن!

فاخر فاخر 21 خرداد · فاخر ·

خیلی خوشحالم و در پوست خود نمی‌گنجم =)

فردا اگه ابر و خورشید و فلک اجازه بدن، قرار داریم همو ببینیم، سه‌تایی  =))))))

 

یا بهتره بگم، چهارتایی *_____*

 

 

 

 

 

یک واقعیتی که در جامعه در حال وقوعه و اصلا کاری به خوب و بدش ندارم، عوض شدن ارزش‌هاست! 

خیلی جاها باهاش موافقم و یک جاهایی که باهاش مخالفم همراهی نمی‌کنم! 

 درصد زیادی از  مسائل، واکنش‌ها و‌ کنش‌های ما ژنتیکی هستن و صد البته محیطی، مثلا من توی خونه ای بزرگ شدم که درش به روی هر کی مشکلی داشته باز بوده! مشکل خانوادگی تا مالی و کاری و... ضمن اینکه من فرزند یک فرهنگی هستم و جز قشر متوسط رو به پایین از نظر "مالی" محسوب می‌شیم! با این وجود خانواده من به کمک کسی نه نگفته، در حدی که پدرم دوستانی دارن که هر سال روز پدر یا معلم برای ایشون کادو میارن و ایشون رو‌پدر خطاب می‌کنن!

یکی از جاهایی که من با تغییر روش جامعه همراهی نمی‌کنم و دارم می‌جنگم براش حفظ ارزش "مهربانی" هست، چیزی که با ارزش مقابلش  به اسم زرنگی، استقلال، هر کسی مسئول زندگی خودشه و چیزهای دیگه ای که  که از نظر من ربطی به موضوع نداره داره از  جامعه ما ناپدید می‌شه، توی خانواده، توی دوستان، توی محل کار محکم پاش واستادم و هر کاری ازم بر بیاد برای بقیه آدما انجام می‌دم، با درخواستشون یا بی درخواستشون! 

فکر می‌کنم اگه آدما یکم از خر شیطون پیاده شن، دنیا قابل تحمل تر میشه. فکر می‌کنم اگه آدما جای ناله درباره جریان‌هایی که باهاش مخالفن خودشون اون عنصر فلان ارزش هنوز وجود داره بشن، دنیا جای قابل تحمل تری میشه!

من خودم یک نجات یافته‌م، کسی که از مرگ با عشق و آموختن از عشقش نجات پیدا کرده، باید به آدم‌ها آموخت و دست آدم‌ها رو‌ گرفت!  توی زمونه ای که گمشده‌ها و زامبی‌ها زیادن... 

 

 

کاریابی

فاخر فاخر 21 خرداد · فاخر ·

تجربه کاری من ده سال هم نیست، اما دلم می‌خواد تجاربم از مصاحبه کردن‌هامون رو‌بنویسم شاید به درد خورد!

امشب: اهمال کاری و باد خوردن پشت!

توی ایام عید یه خانمی از من خواستن برای دخترشون اگه شغل سراغ دارم راهنماییشون کنم و من تجربه و رشته دخترشونو پرسیدم و گفتم دخترم این و این و این! رزومه‌ت رو برای من بفرست! ایشون نفرستادن، یه روز مامانشون با من تماس گرفتن که برای دختر چکار کنیم! بماند که توی حرفاشون گفتن از خجالتت درمیایم و شرمنده لطفت نمی‌مونم و کلی بهم برخورد، اما به روی خودم نیاوردم؛ با این حال فکر کردم‌ مادره و نگران گفتم لطفا رزومه ایشون رو‌ برای من و برای فلان جا بفرستین!

 

مدتی گذشت و من رزومه ای دریافت نکردم، یک روز فر گفت گالوم داره نیرو‌ می‌گیره و خب بجز جنسیت ویژگی این خانم مناسب بود، بهش پیام دادم که رزومه چیشد!؟

رزومه رو‌ بالاخره ارسال کردن، قبل فوروارد خودم خوندم و‌ بهش پیام دادم که فلان مورد رو‌حذف کن، چی بگه خوبه؟

رزومه‌م قدیمیه! اخه دختر من دارم بهت مشورت می‌دم بگو چشم! ادیت بزن بفرست! هنوز نداده! گالوم هم نیروشو گرفت! فرصتش هم سوخت! واقعا چرا اینقدر فس فس می‌کنین؟ این خودش باعث میشه کارفرما روتون حساب نکنه!

یکم خودتون رو‌ جمع کنین حقیقتا! این اعتماد بنفس های کاذب رو‌بذارین در کوزه و آبش رو‌نوش جان کنین! کمتر هم از چت جی بی تی نخ نما مشورت بگیرین!

 

 

 

مقایسه

فاخر فاخر 18 خرداد · فاخر ·

اول بگم به دلیل چینج های اخیر، برون تراویدگی‌هام زیاد شده اما یهو به خودم میام خجالت می‌کشم، پست‌هامو قبل نشر پاک می‌کنم!

یعنی حتی اینجا که راحتم هم راحت نیستم!

بنده بسیار انسان مقایسه گر خود سرزنش گر و مازوخیستی‌م! مدتیه بهترم اما باز تو تایم‌های غم، عصبانیت، هورمونی و ... خط خطی های ذهنم زیاد می‌شن!

فکر می‌کنم ریشه مشکلات من علاوه بر اون قضیه والد کمالگرا و کودکی و این چیزها، رؤیاست! رویاها و آرزوهای کودکی و‌نوجوونی که زیادی جدی گرفته شدن، رؤیاهایی که بر اساس واقعیت من و شرایطم ساخته نشد، بر اساس توقعات دیگران، جامعه، رسانه و ... ساخته شد.

حالا من سی و‌دو سالمه و تازه دارم این بار سنگینو بعد کلی تمرین می‌ذارم زمین، می‌ذارم زمین و خودمو می‌بخشم، عزیز دلم، فاطمه قشنگم من بخشیدمت که رؤیاهای اشتباهی ساختی، تقصیر تو نبود، تو فقط یه کودک بودی، تو بی تجربه بودی، اما لطفا let it go!

لطفا بقیه عمرت رو تلف نکن! بقیه عمرت رو خوش بگذرون و سبک شو! 

گور رؤیاهای خام، سنگ‌های نزده کوچک و بزرگ!

زندگی تو برای خودته، به درک که نشد! به درک که گول خوردی، به درک که اشتباه کردی! همه اینا شد که این فاخر بشی! منو ببخش که سر مسائلی که بهت مربوط نبود، سخت گرفتم، منو ببخش که هر روز هزار بار کشتمت، تحقیرت کردم، بیچاره‌ت کردم... 

فدای سرت و اون موهایی که ازت سفید کردم!

منو ببخش!

 

 

 

 

دیشب خواب دیدم سید به سکون ی، یه گردنبند دایره ای داره که توش خرده جواهره و تکون می‌دی تکون می‌خورن و وسطش کله یه گربه‌ست!

امروز براش تعریف کردم، می‌گه دیشب یه گربه تو پارکینگ گیر افتاده بود و خیلی بی تابی می‌کرد، فهمیدم مامانه بچه‌هاش خونه بغلی‌ن، کمکش کردم بره پیششون، احتمالا مدالمو گرفتم ::)

می‌گم به من ایمان بیار من وصلم، می‌خنده! 

واقعا مردم عجیب شدن، قبلا طرف هیچکاری نمی‌کرد مجسمه وا میستاد یه گوشه می‌پرستیدنش، الان من به این وضوح یه طوریمه تو بگو یه مومن! اصلا کساد شده ::)

وسطی

فاخر فاخر 18 خرداد · فاخر ·

بعنوان یک اولاد وسط! از وسط بودن متنفرم، از یکی به میخ و یکی به نعل زدن بدم میاد!

از  تقیه بدم میاد و  از ریا بدم میاد! 

لعنت به همش!

لعنت به ج.ا 

لعنت به ریشه ریا و دروغ و دین!

اژدها!

فاخر فاخر 17 خرداد · فاخر ·

خیلی باید احمق و عقب مانده ذهنی باشه کسی که به یک خانم متاهل حلقه به دست اخمو که منتظر اسنپه گیر بده!

بعد سه ماه پریود شدم و الان توانایی انجام  قتل های  سریالی رو دارم، بعد مرتیکه تو یه بار هییییی صدا می‌زنی آخرش من هندز فریمو درمیارم و شرمگین میشم که وای لابد آدرس میخواد من نفهمیدم، میگی خانم من تو جوب نمیفتم؟ می‌گم آقا اینجا اصلا جوب نیست که و عصبانی میشم! 

میام دوباره صدای هندزفریمو بلند می‌کنم زنگ می‌زنم حراست که چیشددددد ماشین!

دوباره چند دقیقه بعد متوجه میشم یکی داره صدام میزنه، میبینم باز خود خرشه پارک کرده پیاده شده، اومده زر رایگان تحویل می‌ده، که جایی میرین؟ نه من تیر چراغ برقم اینجا واستادم منتظرم شب شه روشن شم! بعد دوباره زر میزنه هندز فریمو میذارم، میام اینور و زنگ می‌زنم کفتر که اسنپ من چیشد؟؟؟؟

واقعا هم سن بابای منی چه مرگته، دنبال چی هستی؟ الان همسنای تو دارن نوه هاشونو میبرن پارک! 

یعنی خیلی خودمو کنترل کردم تف نکنم تو صورتش! بی شرف...

 

12

فاخر فاخر 17 خرداد · فاخر ·

فکر می‌کردم امشب رو از شدت عصبی بودن، ناراحت بودن و ... صبح نکنم، اصلا خوابم نمیبرد! نمی‌‌دونم تو این چرخیدنا در فضای مجازی از روی بیخوابی؛ چجوری سر از اکانت تلگرام یکی درآوردم، دیدم موسیقی دوازده دقیقه ای داره روی پروفایلش، پلی کردم ویس شخصی خاک‌برسری بود!!!!!!!!!!!

 اولش مکالمه بود منم فکر کردم خب شاید اول آهنگه مکالمه‌‌ست! کنجکاو شدم =)))))))))

اینقدر الان خندیدم که یادم نیست از چی عصبانی بودم!

وای وای واااای! 

بلد نیستین خب نصب نکنین =))))))))

یه تلگرامه دیگهههههه =))))))))))))

 

یاد یکی از دوستام افتادم که مکالمه‌ش با نامزدش رفته بود گروه خانوادگی همسرش، اونم گروه صد نفری شب قبل عید که فرداش مجبور بود همه اون صد نفر رو ببینه =)))))))

 

 

 

 

عنوان ندارد!

فاخر فاخر 16 خرداد · فاخر ·

درستش چیه؟ 

*چیزی که می‌خوام رو بهم بدی؟ یا چیزی که می‌خوای رو بهم بدی؟

*باید حرف زد یا سکوت کرد؟ باید درخواست کرد یا باید منتظر شد که بی درخواست اجابت بشی!؟ 

*باید گله کرد یا باید صبر کرد به وقت رنجش؟

* اصلا کجا جای فعله و‌کحا جای انفعال؟ صبر انفعاله؟

 

علت و‌ معلول

فاخر فاخر 16 خرداد · فاخر ·

فکر می‌کردم به دلیل کاهش x  قراره y هم کم بشه؛ امااااا حواسم نبود کاهش به معنی صفر شدن نیست!

الان هی چند روزه اعصابم چیزه! خب معلوم شد چیشده!

 

خواهری کردن

فاخر فاخر 16 خرداد · فاخر ·

درباره شیطون بودن و هیز بودن و‌... حرف می‌زدیم، می‌گه کیف کن داداش سر به زیر و آقامونو دادیم بهت، این اصلا اهل هیچی نبود دوست دختر نمی‌دونست چیه، تو رو هم  نمی‌دونم چجوری شد، تو مجبورش کردی!

 

هیچی دیگه ازین به بعد فقط اجباره، حکومت نظامی!

 

#شوخی

 

 

اختلاف فرهنگی

فاخر فاخر 15 خرداد · فاخر ·

اومدیم گردش، مامان گفتن بیا باهم بریم عکس بگیریم، رفتیم کنار بوته گل داشتیم عکس می‌گرفتیم، دو تا دختر بسیار جوون و شیک اومدن جلو در باغ، آقای ایکس رفت تعارفشون کرد داخل بیان عکس بگیرن، مامان در گوشم گفت فاااااطمه فارسن اینا ببین، یادش می‌ره منم فارسم :دی

الانم اومد گفت وای جلو مردا لباسشو درآورد عکس گرفت می‌گم مامان اون کزاپه تنشه دیگه:دی

 

دیروزم من شومیزمو پوشیدم رفتم پایین گفت دستت درد نکنه، با جان کلی خندیدیم، می‌گم حالا درسته من محجبه نیستم ولی خداییش با تاپ جلو مهمون ناشناس بابا که نمیام =)