آدم‌های قربانی مردسالاری! عاقل باشین و نفت به آتیشی که دامنتونو گرفته نریزین...

هر وقت یکم آروم می‌شم و‌می‌خوام با جهان در صلح باشم، چنان تو دهنی از زندگی می‌خورم که منجربه شمشیر کشیدنم می‌شه!

 

اوایل که رفتم سر کار خیلی سر مباحث حقوق زن آتیش می‌گرفتم و وقتی قصه قربانی‌ها رو‌ تعریف می‌کردم بهم نقد می‌شد که این مسائلی که می‌گی دیگه نیست! مرد و‌زن هم نداشت! یا با یه نگاه از بالا  به پایین می‌گفتن آخی البته شهرستان بودی، یا مثلا فکر کنم تو شهر شما زنا بهترن از مردا ولی تهرااااان فرق می‌کنه، مرداش بهترن!

از یه جایی به بعد دیدم حرف زدن فقط منو غمگین تر می‌کنه، مثل الان مثل همه وقتایی که آدما جای حل موضوع دنبال پاک کردن صورت مسئله‌ن، دنبال حاشا...