با کلی گردان و ... مرد گنده* از ساختمون اونوری بلند شده لب تاپ به دست اومده ساختمون اینور، (من داشتم رو‌ی پله و پشت به قبله مطالعه می‌کردم) 

شب. می‌گه فاخر بیا ببین چیشده، مرد گنده که اسم مستعاری در شان نه چیز** بودنش پیدا نمی‌کنم، با داد و بیداد می‌فرماد که مااااا ایییین همههههه تلااااااش می‌کنیمممممم ال بل بلا بلا بلا...  ارقام با هم نمی‌خونه چرا خانم فاخر؟؟؟؟؟

شب: مهندس لزومی به داد و‌ بیداد نیست

مهندس: بلا بلا بلا، لب تاپ رو باز کرد، فایل رو آورد، اعداد رو جمع زد!

فاخر( به قدری در لحظه اتفاق افتاد و صداش بلند بود که از تو لرز داشتم): مهندس موس رو به من می‌دین؟ نشان دادن ایراد مهندس!

 

شب: نفس عمیق :)

مهندس: نهههه کارشو بلده

فاخر: مهندسسس اسکرول کنید فایل رو لطفا، یه اسکروله:))))))

مهندس: اینقدر جزيیات مهمه؟

فاخر: مهندس من همه اعداد رو حفظم، با این حال تا مطمین نباشم چیزی نمیفرستم!

شب: اگه بچه ها دقیق نباشن هیچی از این در برای ... خارج نمیشه!

فاخر: ساعت ایمیل من رو چک کنین، دو شبه، هزار بار چک شده جمعه مهمونمو خوابوندم و چک نهایی کردم فرستادم!

 

مهندس: نهههه کارش درسته، لبخند مضحک(اسکلللل)

 

خدم و حشم همراه: خجل

 

کارش درسته و مرض ناعلاج! کارش درسته و‌درد بی درمون! اخه جمع ضرایب هوشی تیمت به اندازه یک نفر از تیم ما نیست مردک! فرآیند رو به جلبک های بنجلت توضیح دادم یکم مغزشون باز شه، رفتن گفتن از فاطمه اعتراف اجباری گرفتیم! آخه من هر روز براتون تدریس کنم هم تو مغز گچیتون نمی‌ره که اساکیل! هی دهنمو پر و خالی کردم بگم مردک اسکل بچه هات و خودت بیاین براتون یه کلاس آفیسم بذارم!

 

ولی شب و خودم و همه خیلی از ضایع شدنش حال کردن ::))))

 

گزینش نیرو بر حسب لوندی انجام میدی همینه دیگه :))))

*ایشون هموشونن که فرمودن بگو لب تاپ خودمو بیارم برات!

**نه چیز فحش ساخته فاخر، دو جز را به عربی برگردانید!