اومدیم گردش، مامان گفتن بیا باهم بریم عکس بگیریم، رفتیم کنار بوته گل داشتیم عکس می‌گرفتیم، دو تا دختر بسیار جوون و شیک اومدن جلو در باغ، آقای ایکس رفت تعارفشون کرد داخل بیان عکس بگیرن، مامان در گوشم گفت فاااااطمه فارسن اینا ببین، یادش می‌ره منم فارسم :دی

الانم اومد گفت وای جلو مردا لباسشو درآورد عکس گرفت می‌گم مامان اون کزاپه تنشه دیگه:دی

 

دیروزم من شومیزمو پوشیدم رفتم پایین گفت دستت درد نکنه، با جان کلی خندیدیم، می‌گم حالا درسته من محجبه نیستم ولی خداییش با تاپ جلو مهمون ناشناس بابا که نمیام =)