مشکل حرف زدن من بیشتر مشکل حرف نزدنه! اینطوری که احساسم رو خفه می‌کنم، جواب های منطقی سوالات رو نمی‌دم، به جاش توی ذهنم کاه رو‌ کوه می‌کنم و ذره رو جهان نامنظم!

الانم زیاد نمی‌تونم بازش کنم ولی، امشب حالم آرومه چون که زیرا حرف زدم، دلمو به دریا زدم و حرف زدم، اونم حرفی که گره گشود! 

دوستی به قدمتشه!

 

*اسم داستان کوتاهی که سال‌ها پیش خوندم!