شوهر آهو خانم
6 خرداد · · خواندن 1 دقیقه یک مدتیه دلم داستان خوندن میخواد، سال جدید با فشار کاری بالا شروع شده، مدیر تغییر کرده و بسیار با دیسیپلین و خارجکیه! اصلا آوردنش بسازه! خیلی هم اهل سندی بودنه!
خلاصه داستان خونم افتاده، اخر هفته گذشته رفتم جنایات و مکافات رو آوردم شروع کنم جان گفت واقعا این کتاب رو چرا از این مترجم خریدی، حیف نیست؟ و اینقدر طی چند سال گذشته این نقد رو بجا آورده که سالهاست خاک خورده، هفته پیش هم که گفت دوباره باعث شد بمونه روی میز و شروع نشه!
با اینکه ایشون روی میز بودن، بنده داشتم توی طاقچه دنبال یک داستان ایرانی میگشتم که یهو گفتم چرا من شوهر آهو خانم رو نخوندم تا الان؟ خیلی گشتم و نیابیدم بدون سانسورش رو، تا اینکههههه چند شب پیش توی خواب(صدای گریه حضار) دیدم که استادم بهم میگه پاشو درس بده ومن اصلا آمادگی ندارم! چی درس بدم؟ ادبیات! من هم سریع گفتم خب بچه ها چند تا از رمان های .... رو نام ببرید! بعد رفتم روی تخته سیاه با گچ نوشتم ۱. سمفونی مردگان عباس معروفی(برخی حضار گریبان دریده راهی بیابان شدندی)، و بقیه شماره هارو خالی گذاشتم!
خلاصه که دستمون به آهوخانم و شوهرش نرسید اما مرگ قسمت همهست!