دنیای وارونه
17 فروردین · · دوستان بلاگفا میدونن که خداوند خوابهای چپندرچلاغیم.
دیشب به قدری خواب هام با جزيیات زیاد و کیفیت بالا بود که حوصله نوشتنشون رو ندارم!
صبح چشمهامو باز کردم به جان گفتم دیشب زن دایی محکم بغلم کرد و گفت باید باهاش برم و بعد درو باز کرد و دایی رو نشونم داد !
بیبی هم بود!
اومده بودن دنبالم!!!!