خواستم برم دوش بگیرم و جلو در حموم خوابم برد! گرما با من چه کرد؟ واقعا سوختم! 

خانواده‌م زنگ زدن و من از خواب پریدن، سایلنت کردم خوابیدم! چند دقیقه بعد خود به خود بیدار شدم و گوشی رو نگاه کردم، دیدم از شرکت چند بار زنگ زدن! باهاشون تماس گرفتم و یکم کار کردم و زنگ زدم اینور اونور، با خونه که پنجاه و سه بار ویدئو کالشونو رد کرده بودم تماس گرفتم، سفره رو داشتن پهن می‌کردن و همه دور هم بودن! زیزی گوجه برام میاورد سمت دوربین که خاله بیا بخور! 

گفتن چرا جواب ندادی؟ گفتم نمی‌دونم چم شد جلو در حموم خوابم برد... مامانم چشماش خیس شد گفت بچه‌م از بس کار می‌کنه، حالا بیا ثابت کن گرمازده شدم:))))

خاله‌م هم اونجا بود حالا از فردا خاله هام با هم میشینن که الهی بگردم دخترمون فلان، بعد نتیجه می‌گیرن از بس حریص پوله! یعنی هیچکس فکر نمی‌کنه این آدم کارشو دوست داره:دیییی